جنگ ستارگان، هری پاتر، شرلوک هولمز یا هر فیلم ماندگار دیگری را بدون موسیقی آن تصور کنید. آیا همان جذابیت سابق را برایتان خواهد داشت؟ وقتی به فیلمی مانند جنگ ستارگان فکر میکنید، اولین چیزی که به ذهنتان میآید چیست؟ به احتمال زیاد جواب شما به این سوال، شامل موسیقی خاطره انگیز این سری فیلم خواهد بود. جورج لوکاس، سازنده جنگ ستارگان، خود این باور را دارد که صدا و موسیقی، پنجاه درصد از سرگرمی یک فیلم را تشکیل میدهند.
برای فهمیدن بهتر اهمیت موسیقی در فیلم، هنگام تماشای یک فیلم ترسناک، صدای تلویزیون را ببندید و ببینید که آیا همچنان وحشتی در خود حس میکنید. بعد از انجام این آزمایش کوچک، میتوانید متوجه شوید که با نبود موسیقی و صدا، عامل ترس نیز دیگر وجود ندارد. البته باید توجه داشت که ایجاد این پیوند احساسی، تنها یکی از کارکردهای موسیقی فیلم است. موسیقی به منظورهای دیگری نیز در آثار نمایشی استفاده میشود که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت:
میتوان اینگونه گفت که موسیقی فیلم، اهداف و کارکردهای مختلفی دارد. به کمک موسیقی میتوان داستانسرایی را تقویت نمود، با مخاطب ارتباط عاطفی ایجاد کرد و به او کمک کرد تا با شخصیتها و موقعیتهای داستان ارتباط برقرار کند. در ادامه این مقاله به چندین کارکرد آن اشاره میکنیم.
موسیقی فیلم، عنصری از نوستالژی را به مخاطب ارائه میدهد؛ با استفاده از همین حس نوستالژی است که تماشاگر میتواند از لحاظ احساسی با اثر ارتباط داشته باشد. موسیقی بر مخاطب اثر میگذارد و احساسات خاصی را در او برمی
علاوه بر تحریک و تهییج احساسات، موسیقی برای اتفاقات یک فیلم، یک ریتم خاص ایجاد میکند. موسیقی در فیلم میتواند باعث شود شما در لحظه مناسب بخندید و در لحظات غم و جدایی اشک بریزید. در واقع موسیقی میتواند به اتفاقات درون تصویر عمق و معنایی دوچندان ببخشد.
در میان تمام ابزارهایی که در اختیار فیلمسازان قرار میگیرد؛ موسیقی شاید قدرتمندترین و کلیدیترین عنصر باشد که میتواند به روایت داستان کمک کند. نمیتوان هیچ موسیقی فیلمی را نام برد که داستان را روایت نکرده یا به عمق بخشیدن به جنبههای بصری فیلم نپرداخته باشد. موسیقی در حقیقت، آنچه ما میبینیم را به ما میگوید. موسیقی به احساسات ما جهت میدهد. البته باید در نظر داشت که برای اثرگذاری درست، موسیقی و تصویر باید با یکدیگر تناسب داشته باشند.
موسیقی برای خودش زبان دارد. میتواند باعث شود مخاطب یک سکانس خاص را درک کند؛ میتواند نشان دهد دیالوگ غمگین است یا شاد، شخصیت چه احساسی دارد یا یک دیالوگ خاص خندهدار است و غیره. میتوان از آن برای هلدادن مخاطب به مسیر درست استفاده کرد. موسیقی همچنین به ایجاد یک رابطه داستانی در طول فیلم کمک میکند. بهعنوانمثال، وقتی موسیقی خاصی به شرور فیلم ربط دارد و بعداً همان تم را در سکانس دیگری در فیلم میشنویم، میتوانیم انتظار داشته باشیم و بدانیم کدام شخصیت قرار است ظاهر شود
موسیقی بین سکانسهای یک فیلم انسجام ایجاد مینماید. بهعنوانمثال، در سکانسهای مونتاژی که پرشهای زیادی در زمان و مکان وجود دارد یا چندین نما با هم ترکیب میشوند، میتوان با استفاده از موسیقی فیلم همه سکانسها را به هم متصل کرد.
موسیقی را همچنین میتوان برای ایجاد تضاد به کار برد. مثلاً قراردادن یک قطعه موسیقی ملایم و گرم در سکانسی که در آن، این نوع موسیقی انتظار نمیرود، مخاطب را در موقعیتی متناقض قرار میدهد. این کار، تماشاگر را حساستر و آگاهتر کرده و این فکر را پیش میآورد که انگار چیزی سر جایش نیست. به همین ترتیب، آهنگسازان میتوانند تماشاگر را با استفاده از موسیقی فیلم فریب دهند. بهعنوانمثال، میشود که با یک موسیقی ملایم شخصیتی را در ذهن مخاطب بهعنوان یک "شخصیت خوب" جا انداخت و در زمان مناسب مخاطب را غافلگیر کرده و نشان داد که او یک شخصیت شرور بوده است.
نتیجه کار آهنگسازان، به داستان فیلم جان میبخشد، به اکشن و هیجان آن دامن میزند و مخاطب را به دیدن اثر ترغیب میکند. موسیقی ابزار قدرتمندی است که در دستان هنرمندان درست، میتواند اثری سینمایی را جاودانه کند. از آهنگسازانی که آثارشان برای همه گوشها آشنا است، میتوان به اسامی زیر اشاره کرد:
هانس زیمر (شوالیه تاریکی، آغاز، بین ستارهای)
ریچل پورتمن (شکلات، اِما)
جان ویلیامز (جنگ ستارگان، پارک ژوراسیک، هری پاتر)
جان بری (سری فیلمهای جیمزباند)
کریگ آرمسترانگ (گتسبی بزرگ)
سخن آخر
موسیقی و صدا، بخش جداییناپذیری از صنعت سینما هستند. اگر بخواهیم اهمیت موسیقی فیلم را نشان دهیم میتوانیم بگوییم که این عنصر، هویت یک فیلم را شکل میدهد. بااینوجود، مبحث موسیقی در فیلم گستردهتر از آن است که بتوان اهمیت آن را در یک مقاله جای داد. شما علاقهمندان به این هنر ارزشمند، میتوانید با مراجعه به مجله فرواک، بیشتر با موسیقی و نقش آن در سینما آشنا شوید.
نویسنده: نرگس قاسمی
نظرات کاربران