واژهی رئالیسم برگرفته از رئال بهمعنی واقعی است. سبک رئالیسم در تئاتر یکی از تأثیرگذارترین، پراستفادهترین و ماندگارترین سبکهای دنیای نمایش است. این سبک در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه پدید آمد و سعی داشت معضلات جهان واقعی را به نمایش بگذارد. سبک رئالیسم در تئاتر تلاش میکند زندگی واقعی را به تصویر بکشد و مشکلات اجتماع را بازتاب کند. در این مقاله، به بررسی پیشینه، ویژگیهای مهم رئالیسم و تفاوت آن با رمانتیسم خواهیم پرداخت. در بخش پایانی نیز، برجستهترین نمایشنامهنویسان این سبک و نمایشنامههایشان معرفی شده است.
در ادبیات، رئالیسم مدتها رایج بوده اما در زمینه تئاتر، شرایط اجتماعی عاملی کلیدی در افزایش تقاضا برای این سبک بود. سبک رئالیسم در تئاتر، به عنوان یک جنبش هنری ، در واکنش به سبکهای رمانتیک و ملودرام، شکل گرفت و در اواخر قرن نوزدهم محبوبیت یافت.
پیش از ظهور سبک رئالیسم در تئاتر، بیشتر به موضوعات فراواقعی و قهرمانان افسانهای که به زندگی واقعی شباهتی نداشتند، پرداخته میشد. این جنبش تأثیر بزرگی بر درام داشت و موجب تغییر در داستانها و شخصیتهای نمایشهای زمان خود شد. در طول قرن نوزدهم، اروپا شاهد تحولات اجتماعی و فکری و ناآرامیهای اجتماعی گستردهای از جمله انقلاب صنعتی، انقلاب فرانسه شد. این جنبشهای سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در ظهور و شکلگیری سبک رئالیسم در تئاتر داشتند.
در رئالیسم، عناصر مختلفی برای خلق یک دنیای واقعگرایانه و قابلباور به کار گرفته میشود. این عناصر شامل موارد زیر هستند:
• شخصیتهای واقعی
در تئاتر رئالیستی، شخصیتها بهگونهای طراحی میشوند که شبیه افراد واقعی با احساسات، نیازها و مشکلات روزمره باشند.
• دیالوگهای طبیعی
گفتوگوها در نمایشهای رئالیستی به شکلی طبیعی و مطابق با زبان روزمره نگاشته میشوند، بهطوری که تماشاگران حس کنند شخصیتها افراد واقعی هستند.
• موقعیتهای روزمره
موضوعات و مشکلاتی که در نمایشهای رئالیستی مطرح میشوند، اغلب مسائلی هستند که مخاطب بهراحتی با آنها ارتباط برقرار میکند؛ مانند روابط خانوادگی، مشکلات اقتصادی، و چالشهای اجتماعی.
• طراحی صحنه واقعگرایانه
در نمایشهای رئالیستی، طراحی صحنه بهگونهای است که کاملاً شبیه به مکانهای واقعی است؛ از خانهها و دفاتر کار گرفته تا خیابانهای شلوغ.
سبک رئالیسم با ویژگیهای خاص خود، دنیایی کاملاً متفاوت از تئاتر سنتی ایجاد میکند. این ویژگیها شامل موارد زیر است:
• تمرکز بر مسائل اجتماعی
رئالیسم اغلب به مسائل اجتماعی از جمله مبارزات طبقاتی، نقشهای جنسیتی و... میپردازد. نمایشنامهنویسان از آثار خود برای بازتاب و نقد جهان اطراف خود استفاده میکنند و این نمایشها را هم شخصی و هم سیاسی میسازند.
• توجه به جزئیات زندگی روزمره
نمایشنامههای رئالیستی بر جزئیات کوچک و روزمره زندگی شخصیتها تمرکز دارند. این جزئیات به تماشاگران اجازه میدهد که شخصیتها و مشکلاتشان را بهخوبی بشناسند.
• پرهیز از اغراق و کلیشهها
برخلاف بسیاری از سبکهای دیگر، رئالیسم از اغراق در شخصیتها و داستانها پرهیز میکند و تلاش دارد موقعیتهایی واقعی و ملموس ارائه دهد.
• مسائل اجتماعی
نمایشنامههای رئالیستی اغلب به موضوعات اجتماعی و مشکلات جامعه میپردازند. این آثار به بررسی چالشهای اقتصادی، طبقاتی، و اجتماعی پرداخته و سعی در نقد شرایط زمانه دارند.
• رابطه نزدیک با روانشناسی
رئالیسم در تئاتر به روانشناسی شخصیتها توجه ویژهای دارد و به تحلیل انگیزهها و تصمیمات آنها میپردازد.
در طول تاریخ تئاتر، آثار برجسته بسیاری توسط نمایشنامهنویسان این سبک نوشته شده که همچنان بر تئاتر مدرن اثر میگذارند. سبک رئالیسم در تئاتر، با آثار نویسندگانی همچون هنریک ایبسن و آنتون چخوف که به تحلیل مسائل پیچیده انسانی و اجتماعی میپرداختند، برجسته شد. این نویسندگان بهجای شخصیتهای غیرواقعی و اتفاقات غیرقابلباور، داستانهایی از زندگی روزمره با شخصیتهایی پیچیده و موقعیتهای واقعگرایانه ارائه کردند. از جمله نمایشنامههای موفق سبک رئالیسم در تئاتر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
او را بهعنوان پدر سبک رئالیسم در تئاتر میشناسند. نمایشنامههای ایبسن مانند خانه عروسک و هدا گابلر نمونههای برجستهای از درام رئالیستی هستند. شخصیتهای او با درگیریهای شخصی و اجتماعی مواجه میشوند. ایبسن در زمان خود، به سبب تمرکز بر حقوق فردی و فمینیسم پیشگام بود. برای مثال، نمایشنامهی خانه عروسک اثر ایبسن، داستان زنی را روایت میکند که بهتدریج از نقش سنتی خود خارج میشود و به دنبال استقلال میرود. این نمایشنامه به بررسی نقش زنان در جامعه مردسالار میپردازد.
نمایشهای چخوف، مانند مرغ دریایی و باغ آلبالو، از جمله نمایشنامههای سبک رئالیسم در تئاتر هستند که عمیقاً به روانشناسی و احساسات انسانی میپردازند. در این نمایشنامهها، به مبارزات درونی شخصیتها تأکید میشود و به تنشهای ناگفته و آرزوهای ناکام زندگی انسانی پرداخته میشود. برای مثال، نمایشنامهی باغ آلبالو اثر چخوف به بررسی تغییرات اجتماعی و اقتصادی روسیه در آستانه انقلاب میپردازد. او در این نمایشنامه، با خلق شخصیتهایی پیچیده و واقعی، مخاطب را به تفکر در مورد تحولات اجتماعی و اقتصادی دعوت میکند.
امیل زولا یکی از نویسندگان برجستهی جنبش ناتورالیسم است که ارتباط نزدیکی با سبک رئالیسم دارد. او در نمایشنامهها و رمانهای خود، مانند ترز راکن، به بررسی چگونگی تأثیر محیط، وراثت، و شرایط اجتماعی بر رفتار انسان میپردازد. زولا بر این باور بود که انسانها تحتتأثیر عوامل بیولوژیکی و اجتماعی قرار دارند و کنشهای آنها نتیجهای از نیروهای خارجی است. او با دیدگاه علمی و واقعگرایانه خود، شخصیتهایی را خلق کرد که در برابر سرنوشت و محیط خود بیقدرت هستند، که این نگاه، ناتورالیسم را بهعنوان شاخهای از رئالیسم در تئاتر تقویت میکند.
آرتور میلر یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم بود که بهشدت تحت تأثیر سبک رئالیسم قرار داشت. آثار او، مانند مرگ فروشنده و ساحرهها، به بررسی مبارزات افراد عادی در برابر فشارهای اجتماعی، اقتصادی، و شکستهای شخصی میپردازند. میلر در نمایشنامههایش شخصیتهایی خلق میکند که با چالشهای روزمره و تضادهای داخلی روبرو هستند و در تلاشند تا در جامعهای که به سرعت در حال تغییر است، جایگاه خود را پیدا کنند. او از طریق این داستانها، نگاهی عمیق به بحرانهای اجتماعی و اخلاقی زمانه خود ارائه میدهد.
نمایشنامه پدر اثر آگوست استریندبرگ از آثار مهم سبک رئالیسم در تئاتر است که به تحلیل روابط پیچیده خانوادگی و کشمکشهای میان نسلها میپردازد. استریندبرگ در این نمایشنامه به موضوعاتی چون قدرت، کنترل، و جنسیت توجه ویژهای دارد و تضادهای موجود بین مردان و زنان در جامعه را به چالش میکشد. شخصیتهای این نمایشنامه با مسائل روانشناختی و اجتماعی درگیر هستند، و کشمکش اصلی بین پدر خانواده و همسرش، نمادی از نبرد قدرت در جامعه مردسالار است. این نمایشنامه نگاهی عمیق به تأثیرات روابط خانوادگی بر روان انسانها دارد و تصویری واقعی از بحرانهای فردی و اجتماعی ارائه میدهد.
نقطه مقابل رئالیسم در تئاتر، رمانتیسم است که بر احساسات، تخیل و دنیای ایدهآل تأکید دارد. در حالی که رئالیسم به بازتاب دقیق واقعیتهای اجتماعی و زندگی روزمره میپردازد، رمانتیسم به سمت جهانهای خیالی و ایدهآلشده حرکت میکند. رمانتیکها غالباً از واقعیتهای سخت و ناخوشایند جامعه فرار میکنند و به جستجوی احساسات، تجربههای غیرعادی و روحانیت فردی میپردازند. این جنبش ادبی و هنری به انسانها بهعنوان افرادی مجزا از جامعه، با اهمیت بیشتری به فردیت و تجربههای شخصی نگاه میکند. بر خلاف رئالیسم که زندگی افراد را تحت تأثیر محیط اجتماعی و شرایط اقتصادی میبیند، رمانتیسم افراد را آزاد از محدودیتهای اجتماعی و بیشتر درگیر ماجراجوییهای احساسی و معنوی میبیند.
برای آشنایی بیشتر با سبک رمانتیسم میتوانید به مقالهی فرواک با عنوان آشنایی با سبک رمانتیسم در نمایشنامه نویسی تئاتر مراجعه کنید.
شخصیتها و داستانهای رمانتیک معمولاً به شکلی ایدهآلگرا و اغراقشده به تصویر کشیده میشوند. قهرمانان رمانتیک اغلب شجاع، احساسی و غیرعادی هستند و در جستجوی اهداف والا و تجربههای فوقالعاده قرار دارند. در مقابل، رئالیسم در تئاتر به نمایش افراد عادی با مشکلات واقعی و اجتماعی میپردازد و تلاش میکند تا از تخیل و اغراق دوری کند. بنابراین، رمانتیسم بهخاطر رویکرد احساسی و تخیلی خود در نقطه مقابل رئالیسم قرار دارد که به واقعگرایی و تحلیل دقیق شرایط زندگی واقعی پایبند است.
لازم است تفاوت بین رئالیسم و ژانر نمایشی مشابه، ناتورالیسم، را درک کنیم. درحالیکه هر دو ژانر جهانی باورپذیر را برای مخاطب خود خلق میکنند، ناتورالیسم بیشتر به بررسی شرایط اجتماعی و دلایل وجود آنها میپردازد. نمایشهای ناتورالیستی به دنبال دلایل پشت مسائل هستند و اغلب رویکردی علمی دارند.
سخن فرواک
سبک رئالیسم در تئاتر بهعنوان یکی از مهمترین سبکهای تئاتر، با تاکید بر نمایش واقعیت زندگی، توانسته است بسیاری از موضوعات اجتماعی و انسانی را به شیوهای ملموس و قابلدرک به مخاطب ارائه کند. نمایشنامههای رئالیستی، با توجه به جزئیات روزمره زندگی و تحلیل عمیق شخصیتها، تماشاگران را به تفکر در مورد شرایط خود و جامعه دعوت میکنند. اگر به دنبال تجربهای واقعی و عمیق در تئاتر هستید، مطالعه و تماشای نمایشهای رئالیستی میتواند برای شما تجربهای منحصربهفرد باشد.
نویسنده: سارا فرخنده طینت فرد
نظرات کاربران